بی تو

بی تو

خودم را بیابان غریبی احساس می‌کنم

که باد را به وحشت می‌اندازد

جویبار نازکی

که تنها یک پنجم ماه را دیده‌است

زیباترین درختان کاج را حتا

زنان غمگینی احساس می‌کنم

که بر گوری گمنام مویه می‌کنند

آه

غربت با من همان کار را می‌کند

که موریانه با سقف

که ماه با کتان

که سکته قلبی با ناظم حکمت



گاهی به آخرین پیراهنم فکر می‌کنم

که مرگ در آن رخ می‌دهد

پیراهنم بی تو آه

سرم بی تو آه

دستم بی تو آه

دستم در اندیشۀ دست تو از هوش می‌رود

ساعت ده است

و عقربه‌ها با دو انگشت هفتی را نشان می‌دهند

که به سمت چپ قلب فرو می‌افتد.



#رضا_بروسان
#deep_feeling
دیدگاه ها (۳)

قسمت ۷

بی توخودم را بیابان غریبی احساس می‌کنمکه باد را به وحشت می‌ا...

بی توخودم را بیابان غریبی احساس می‌کنمکه باد را به وحشت می‌ا...

غلامرضا بروسان

بی توخودم را بیابان غریبی احساس می کنمکه باد را به وحشت می ا...

بابک درویش پور

ترجمه‌ی لیریک موزیک Take Two!💜🫧باهام میمونی؟این زمانی که جار...

Part²⁴دختر خونده مستر لی..تهیونگ:اما...جیهوپ حرفشو قطع کردجی...

*پارت بیستم*

سلام محمد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط