{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوله اش پراز مهمات و گلوله بود

کوله اش پراز مهمات و گلوله بود
اتش گرفت .نتوانستند کوله را جدا کنند.روبه بچه ها گفت بروند با چفیه جلو دهانش را بست تا عملیات لو نرود
تنها کف پوتین هایش که نسوز بود باقی ماند .😔
@loveshohada28
دیدگاه ها (۲)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_30فصل چهاردهم |...

چند پارتی بازی ممنوع

🖤 OBSESSION | وسواس پارت چهاردهم: جواب بده، جونگ‌کوکباران رو...

ڪولهہ پشتی اش پر از مهمات آتش ‌گرفتنتوانستند ڪولہ را از او ج...

ڪولہ پشتـے علـےپـر از مهمـات آتــش‌گرفتنتوانستند ڪولہ را از ...

کوله پشتی اش پر از گلوله آتیش گرفتنتونستند کوله رو ازش جدا ک...

#شهداکوله پشتی پر از مهمات آتش گرفت و نتوانستند از علی جدایش...

خــاطــراتــــ_افــلاڪـیــانشهیدعلے_عرب یڪ نوجوان پاڪ و بے آ...

سلام دوستانمهمون امروزمون داداش علی هست✋ #جسمی_که_آب_شد 😔 😭...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط