{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهم

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهم
سیبی که تو انداخته باشی سرِ راهم

ما از تو به‌غیر از تو نداریم تمنا
من لال شوم از تو به‌غیر از تو بخواهم

با عقل چه خوبی که نکردم! سرِ یک عشق
از چاله درآوردم و انداخت به چاهم

یک عمر تو رفتی و من از راه رسیدم
خورشید سفر کرد و نفهمید که ماهم

ای ابر نکن! برکه‌ی دل‌مُرده‌یی آن زیر
دل بسته به پیدا شدن گاه‌به‌گاهم
دیدگاه ها (۴)

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهمسيبی که تو انداخته باشی سرِ ر...

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهمسیبی که تو انداخته باشی سرِ ر...

دامیست که باید بکشاند به گناهمسیبی که تو انداخته باشی سر راه...

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهمسیبی که تو انداخته باشی سرِ ر...

دامی ‌ست که باید بکشـاند به گناهــــمسیبی که تو انداخته باشی...

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهمسیبی که تو انداخته باشی سرِ ر...

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهمسیبی که تو انداخته باشی سرِ ر...

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهمسیبی که تو انداخته باشی سرِ ر...

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهمسیبی که تو انداخته باشی سرِ ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط