پارت10

پارت10
خلاصه تهیونگ ا/تو نجات میده بعد دست ا/تو میگیره بدو بدو میرن بیرون از عمارت میرن خونه یه ا/ت...
ا/ت:آم خوبی؟
تهیونگ:من خوبم تو چرا تفنگ همراهت بود؟
ا/ت:اوم توضیحش سخته
تهیونگ:بگو؟
ا/ت:خب من پدرم مافیا بوده و به منم قبل از فوتش یه تفنگ داده ولی من مافیا نیستم پس نگران نباش
تهیونگ:جدی؟ تو یه دختر مافیایی
ا/ت:اره ولی فراموشش کن من خودمو دخترش نمیدونم
تهیونگ:چرا تیرو نزدی به اون پسرا؟
ا/ت:چون توش فقط دوتا تیر بود یکی زدم به پای دختره با اون یکی هم قفل در تورو شکوندم
تهیونگ:اوم چرا دوتا تیر داشت؟
ا/ت:کلا از وقتی که پدرم بهم داد دوتا تیر داشت
تهیونگ:اها باشه آم راستی چرا کنار لبت زخمیه؟
ا/ت:اون دختره بهم مشت زد
تهیونگ:دست میزنه به کنار لب ا/ت و اروم خونشو پاک میکنه
ا/ت:متعجب تهیونگو نگاه میکنه
تهیونگ:الکل و پنبه داری؟
ا/ت:اوهوم تویه آشپز خونس
تهیونگ :اوکی تویه کدوم کشوعه؟
ا/ت:اولین کشوعه دقیقا روبه رویه دره اشپز خونه
تهیونگ:باشه (بعد رفت پیدا کرد و اومد)
تهیونگ:خب بشین اینجا بعد یکم به پنبه الکل زد آورد سمت لب ا/ت بهش زد‌‌‌‌.....
ا/ت:آخ..
تهیونگ:میسوزه؟
ا/ت:اره خیلی
تهیونگ:یکم تحمل کن الان تموم میشه
ا/ت:آ باشه
تهیونگ:تموم شد راستی اوم اون چیزی که بهت گفتمو قبول کردی؟
ا/ت:اوم.......



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

سناریو هانما پارت اخر

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط