(پارت 1) فیک دستبند عشق💖

#وی
کوک:وی گوشیت زنگ میخوره.
من:باشه الان میرم جواب میدم.
جین بود پشت تلفن
جین:وی برات یه قرار جور کردم
یکی از دوستاتم با خودت بیار اونم ی دوستشو میاره.
من:باشه قرارو بزار برای فردا.
جین: اوکی.
من:بای.
جین:بای.
#کوک
من:جین چی گفت.
وی:گفتش برات قرار جور کردم.
گفت یکی از دوستاتم بیار
من:من بیام.
وی:اوکی.
#فردا
به لباس پوشیدم(عکسشو میزارم)
قرار بود من برام دنبال وی
رفتم ماشی رو اماده کردم(بچه ها عکس کاشین کوکم میزارم)
رفتم دنبال وی
(بچه ها کوک‌ توی این فیک کوک خیلی پولداره)
وی:کوک بیا بریم براشون از اینجا یه چیزی بخریم.
من:نمیدونم،بریم.
رفتیم تو مغازه
وی:سلام.
من:سلام.
فروشنده:سلام.
یه دختر خیلی خشگل توی مغازه بود
خیلی خوشگل بود
انگار اونم داره میره سر قرار
میخاستم شمارشو بگیرم که وی
گفت بیا بریم دیگه کوک
دیدگاه ها (۵)

پنهان عشق

عشق اینترنتی PART: 4

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

رئیس دوست داشتنی من پارت پنجم صبح بود ومن درسرکارمشغول به کا...

اجبار به بدبختی پارت ۴۸

وقتی تولدت بودو..

.PRISON MAFIA.

پنهان عشق

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط