📝

📝
وقتی میشینم عکسا و خاطره‌های ده سال پیشو مرور میکنم، به خودم میگم
هی ... فکر میکردی ده سال بعد جایی که الان هستی باشی و یادت نیاد اصلا شبای ده سال پیش با چه فکر و خیالی میخوابیدی و چه آرزوهایی تو سرت داشتی؟
به خودم میگم نگران ده سال دیگه‌ت نباش. نگران نباش شکل رویاهای امروزت نباشه. چون تو ده سال دیگه آدمِ امروز نیستی و حتی ممکنه به رویاهای امروزت بخندی.
به خودم میگم امروزت و امسالت تکرار نمیشه و تو فقط ازش چیزی به یادگار بذار برا باقیِ عمرت که هر وقت برگشتی و عکسا و خاطره‌های الانو مرور کردی خنده بشینه رو لبات و بگی چه خوب که اون روزا حالم خوب بود و تو مسیری که دلم میخواست قدم برمیداشتم
به خودم میگم یه جا نشستن و غصه خوردن هم امروزتو خراب میکنه هم فردایی رو که میخوای با خودت بگی
آخ چه حیف شدن روزایی که به غصه گذشتن
حسرت نمیخوام بذارم رو دلم بمونه و پامیشم و گرد و خاکای دلمو میتکونم و برا دل خودم یه قدمِ هرچند کوچیک برمیدارم
مینویسم و امروزمو خوشحال میکنم و خیال فردامو راحت میکنم و شبا رو آروم و با لبخند چشم رو هم میذارم و خواب میرم
آروم میخوابم و خواب رویاهامو میبینم
رویاهای صادقه‌ای که مگه میشه تعبیر نشن؟
خودم تعبیرشون میکنم!

#مانگ_میرزایی
دیدگاه ها (۱۴)

دوست دختر کوچولوی من

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

My professorChapter:2Part:116خیر به دلبخند هام دستشو روی موه...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت۱۳----------------------------------------⭐🌕...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

وقتی سرطان داشتی اما...دوتا برگه توی دستای لرزون بود..برگه ی...

پارت ۱ ویو ا.ت صدای همهمه ی صحبت ها در فضای عذاب آور خونه پی...

وقتی....( درخواستی)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۸ سانیار . چند دقیقه پیش .وقتی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط