{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن موقع که کای سو به ما ضربه زد..کمی خشمگین بودم..

آن موقع که کای سو به ما ضربه زد..کمی خشمگین بودم..
و از شما دور شدم..
اما تقصیر شما نبود.
شرمنده ام..
شرمنده..
نتوانستم به قولی که به پدرم دادم عمل کنم..
نتوانستم کمک کنم..
معذرت میخواهم بردار..نمیتوانم پیشت بمانم..
تو از کودکی هوایم را داشتی..
معذرت میخواهم جیمین..که نتوانستم آنطور که باید خوب باشم.
در آخر معذرت میخواهم خواهر..که نتوانستم برایت برادری کنم.
حال چشمانم را میبندم..
و برای همیشه از این دنیای ترسناک میروم.

این رو از زبان تهیونگ نوشتم..
برای اینکه بفهمین..اول رمان رو بخونید..
دیدگاه ها (۱۵)

برای عزیزی می نویسم که این روزها دلش از دنیای خاکستری انسانه...

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟گفت: برو عزیزمرفت و والفجر مق...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_چهل_...

فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،اگر هن...

این پست حرمت داره توهین کنی بلاک میشیپسر اول گفت: مادر جون ب...

" از یک غریبه به دلیل زندگیم! "part : ⁴³{ jungkook }با حس کر...

بوسه‌ای دور از حقیقت✭Yuna✭و...Wylder✭P.1ویو ا.تدستانش را دور...

دکتر آرون گاندی، نوۀ مهاتما گاندی و مؤسّس مؤسّسۀ "ام ‌کی ‌گا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط