دردمهمیشه تا ابد درمان نخواهد داشت

دردم همیشه تا ابد درمان نخواهد داشت

دردم همیشه تا ابد درمان نخواهد داشت
این زندگی یک لحظه ای آسان نخواهد داشت
وقتی به جز غم در وجود خسته ی من نیست
حتی بهاران هم به چشمم جان نخواهد داشت
روزی رها کردی مرا در کوچه های درد
عاشق به جز یک روح سرگردان نخواهد داشت
یک روز گفتی من بدون عشق می میرم
 اما نقابت، چهره ی پنهان نخواهد داشت
دیگر نیا، آغوش تو بوی لجن دارد
مرداب تو، نیلوفر خندان نخواهد داشت
ابری که قبلا جای دیگر خوب باریده!
وقتی به اینجا می رسد باران نخواهد داشت
شعرم شبیه قصه ام آشفته از درد است
سرگشتگی های دلم ‌پایان نخواهد داشت
دیدگاه ها (۰)

بی لبت کامل نمی‌شد دورۀ درمان منبوسه‌های کوچکت قرص روان‌گردا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

ده یا یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

تصادف با ماشین باجی.

My professorChapter:2Part:100یک هفته بعدظهر | ساعت ۱۴:۴۵صدای...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

پارت : 20 (بخش1) **زاویه دید: زین**«نه. اصلاً حرفش رو هم نزن...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط