{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اونجا که سعدی میگه :

مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی‌بینم
قناعت می‌کنم با درد چون درمان نمی‌یابم
تحمل می‌کنم با زخم چون مرهم نمی‌بینم

#تهکوک #تهیونگ #فیکشن
#کوکوی #بی_تی_اس
دیدگاه ها (۳)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش اول_ فقط یه الماس میتونه ا...

p35

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴¹ویو میکا_____جیمین بلن...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مرد از دور اونو دید و یخ ابروش انداخ...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

اسیر مافیا پارت ⁴که یهو صدای قفل در به گوشه ا.ت رسید پس زود ...

مرا رازیست اندر دل به خون دیده پروردهولیکن با که گویم راز چو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط