{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرواز قوها "

پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۸۸

ویو راوی
نورا با تمام سرعت خودشو به در رسوند و در رو باز کرد که با قامت تهیونگ توی چارچوب در مواجه شد

+سلاممم .....خسته نباشی ( با ذوق )

تهیونگ لبخند محوی زد و وارد خونه شد

_ سلام ......توام خسته نباشی

تهیونگ لباسش رو دراورد و از رخت‌آویز ، آويزون کرد که نورا گفت

+میگم شام گذاشتم تا تو بری لباس عوض کنی منم میز شام رو میچینم

تهیونگ سری تکون داد و گفت

_ باشه

و بعد به سمت اتاق رفت ولی قبل از اینکه وارد اتاق بشه به سمت نورا برگشت و گفت

_ راستی خیلی خوشگل شدی ها

نورا با شنیدن حرف تهیونگ گل از گلش شکفت و با ذوق گفت

+جدیییی ؟

تهیونگ تک خنده ای کرد و گفت

_ اره ......خیلی خیلی خوشگل شدی

نورا خنده ای کرد و گفت

برو لباساتو عوض میز شام داره حاضر میشه ها

تهیونگ سری تکون داد و وارد اتاق شد ، نورا هم با خوشحالی کل میز رو چید از شمع گرفته تا گل های رنگی رنگی رو میز گذاشت و بعد از اینکه کارش تموم شد گفت

+ خب .....اینم تموم شد ، دستم درد نکنه

قبل از اینکه به تهیونگ خبر بده یه دور کامل خودشو توی آینه دید و تمام نقص های که از خودش درآورده بود رو درست کرد و راهی اتاق شد


+تهیونگ ؟ .......شام اماده اس ها ؟

نورا دوباره تقه ای به در زد و گفت

+ تهیونگ ؟ .....تهیونگگ ؟

این بار به ارومی در رو باز کرد و وارد اتاق شد که دید تهیونگ حتی قبل از اینکه لباس هاشو دربیاره روی تخت خوابش برده

+تهیونگ خوابیدی ؟

هیچ جوابی از جانبه تهیونگ دریافت نکرد و متوجه شد که تهیونگ واقعا خوابش برده

خیلی اروم و نامحسوس پتو رو از زیر تهیونگ دراورد و روش انداخت و زمزمه وار گفت

+شب بخیر شوهری

و اروم و بی سر و صدا از اتاق خارج شد

به سمت آشپزخونه رفت و تموم شمع های روی میز رو خاموش کرد و گل های پر پر شده رو توی سطل آشغال ریخت و غذا ها رو توی ظرف های مخصوص ریخت و داخل یخجال گذاشت

+ خب تموم شد دیگه .......برم بخوابم خسته شدم امروز

به سمت اتاق رفت و بعد از اینکه ارایششو از روی صورتش پاک کرد و لباسشو توی کمد گذاشت به سمت تخت رفت و به خواب رفت ‌............................

شرط
۱۲ لایک
۱۲ کامنت
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط