بودنم را هیچکس باور نداشت

بودنم را هیچکس باور نداشت

بودنم را هیچکس باور نداشت
هیچکس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

او که خوابیده است در این گور سرد
بودنش را هیچکس باور نکرد
دیدگاه ها (۱۸)

یه رفیق دارم که تقریباً هر سال میره کربلا؛از اون با مراما و ...

پارت ۲۳

رمان پارت۲بک جین هنوزم باور نداشت که باکو بازم باهاش دوست شد...

مرگ در اغوش معشوقه خود

ماه پنبه ای

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

راز خون. این پارت ۱۳ نیست . ادامه ی ۱۲ عه

مافیای من

محموله چی بود؟ احتمالا مواد بود. ولی چرا این باند باید یه مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط