میدانی از چه میترسم؟ از سالها بعد که روزی، زمانی، وقتی
میدانی از چه میترسم؟ از سالها بعد که روزی، زمانی، وقتی که خیلی دیر شده، به خودم بیایم و یادم بیفتد که زندگی نکردهام و به آرزوهایم نرسیدهام و همیشه و در تمام عمر، خودم را وقف راحتی و آسایش دیگران کردهام و از خودم و از رویاهای خودم غافل بودهام.
میترسم از روزی که با بغضی هزار ساله و چانههایی لرزان، دنبال آغوش و پناهی بگردم که تمام این سالها نداشتهام و به آرزوهای کهنه و عمیقم فکر کنم، وقتی که بسیار پیرم و بسیار دیر شده...
میترسم. من از پیر شدن میترسم.
من از پیر شدن با کولهباری از آرزوهای نرسیده و عشقها و دلخوشیهای نداشته، میترسم!
من از دیر شدن برای همهچیز، میترسم. بسیار میترسم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@narges_sarrafian_toofan
میترسم از روزی که با بغضی هزار ساله و چانههایی لرزان، دنبال آغوش و پناهی بگردم که تمام این سالها نداشتهام و به آرزوهای کهنه و عمیقم فکر کنم، وقتی که بسیار پیرم و بسیار دیر شده...
میترسم. من از پیر شدن میترسم.
من از پیر شدن با کولهباری از آرزوهای نرسیده و عشقها و دلخوشیهای نداشته، میترسم!
من از دیر شدن برای همهچیز، میترسم. بسیار میترسم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@narges_sarrafian_toofan
- ۲.۰k
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط