{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ وقت فکر نمیکردم منم یه روزی اینجا وایسام به انتظار بی

هیچ وقت فکر نمیکردم منم یه روزی اینجا وایسام به انتظار بیدار شدنت شبمو به صبح برسونمو چشم رو هم نزارم امید داشتم برگردی بغلت کنم نه که اسمت به این زودی بشه روسنگ مزارت 💔💔
عمرا فکر اینکه من تو اون شرایط قراربگیریم ودوام بیارم به ذهنم خطور نمیکرد...
دیدگاه ها (۰)

پریشونم کردی وداغ نبودنت رو به دلمون گذاشتی.... 💔🖤

دست مارو هم رد کرد ما هم اسمش شد رو سنگ مزارش💔🖤

23:۳٠

بارون نزن🥹

دو پارتی.. " قصه ای دردناک‌ " پارت آخر..

" قصه ای دردناک " پارت ۲ " آخر "

پرستار نینیمونpاخر

وقتی اون بچه میخواد ولی تو آمادگی نداری(تکپارتی)

★پارتـ آخر★شمار روزا از دستم در رفته فقط میدونم که اخر ترمه ...

روزا داره میگذره ولی من هرروز بیشتر از قبل دارم عذاب میکشم ه...

داستان۳ پدخوانده۳

تولد قهرمان من. پارت چهارده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط