{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مــرگ و مرهــم2

تنفر… چه واژه‌ی کوچکی‌ست برای طوفانی که اکنون درونم می‌خروشد. من از آن‌که تو را به این حال رساند، بیزارم؛ از آن‌که لبخندت را ربود و اندوه را بر دوش تو نهاد، متنفرم.
ای کاش می‌توانستم فریاد بزنم: «به جای لوسیفر، تو باید در اندیشه‌ی مرگ باشی؛ چرا نمی‌میری؟ چرا بار غمش را بر دوش نمی‌گیری؟ چرا نمی‌گذاری او آزاد شود؟ بمیر… فقط بمیر… و شادی را به من بازگردان. فرشته‌ی زخمی‌ام را خوشحال کن، خنده‌ی واقعی‌اش را به من برگردان.»

امروز به لوسیفز گفتم از او متنفرم… باورت می‌شود؟ در حالی که به اندازه‌ی جهان دوستش دارم. وقتی آن کلمات دروغین را نوشتم، اشک‌هایم بی‌امان جاری شدند. نمی‌دانم آخرین بار کی گریسته بودم، اما اکنون گریه می‌کنم؛ برای عشق، برای حقیقتی که دروغ پوشاند. چه احمقانه است… برای کسی که عاشقش هستی، به جای «دوستت دارم»، بنویسی «از تو متنفرم». من شیطانی هستم که حتی به خود نیز رحم نمی‌کند. او خوب می‌داند چگونه مرا به گریه وادارد؛ و من، در اقیانوس وجودش، بی‌پناه غرق می‌شوم.

سرد است… لوسیفر سرد است. آن‌چنان که یخ را گرم می‌نامی. آری، سرد بود، اما گرمایش را بیشتر دوست داشتم. با این‌همه، من حتی عاشق سردی‌اش نیز بودم. هیچ‌گاه این کلمات را بر زبان نیاوردم، زیرا قلبم باور دارد می‌تواند همه را به زانو درآورد؛ پس چرا باید تنها به یک نفر دل ببندد و او را عزیز بخواند؟ اعتراف هرگز از لبانم نخواهد گریخت.

عجیب است… هرچه به او مربوط می‌شود را می‌سوزانم، می‌شکنم، نابود می‌کنم؛ اما خودِ او را نمی‌توانم از یاد ببرم. آدم‌ها، حتی لوسیفر، جاودانه نیستند… اما خاطراتشان؟ خاطرات، همیشگی‌اند؛ سایه‌هایی که هرگز از جان جدا نمی‌شوند.

ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱᴛ
ʏᴏᴜ ʜɪᴛ ᴍᴇ ꜱᴏ ʜᴇʏ ʜᴇʏ, ꜱᴏ ʜᴇʏ ɪ'ᴍ ᴏᴋᴀʏ ʙᴜᴛ ɪ'ᴍ ꜱᴛɪʟʟ ʜᴀᴠɪɴɢ ᴀ ᴘʀᴏʙʟᴇᴍ
#مود#حق#اقیانوس_میدزی#ایتزی#فوریو#وایرال#سرگرمی#طنز#یجی#لیا#ریوجین#چریونگ#یونا#چوپ#جی_وای_پی#دنس#ایت_گرل#کیپاپ#اکسپلور#ویسگون#لیسا#رزی#جیسو#ج
#BTS #army #bangtan #namjoon #Jin #Suga #Jhope #Jimin #tahyung #Jungkook 𝆤 𝆤𝆤𝆤 𝆤𝆤𝆤 𝆤 𝆤𝆤𝆤𝆤 𝆤𝆤 𝆤𝆤 𝆤 #Video #clip #Music #Factor #Walipier #Profile︶ ֢ ⏝ ֢ ︶ ୨୧ ︶ ֢ ⏝ ֢ ︶
دیدگاه ها (۵)

ادامه

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت دوم : زبان و کلام، بسیار ارزشمن...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

🌱عزیزکم،دنیا آن‌قدر به تو فرصت نمی‌دهدکه تمام عمرت را صرفِ غ...

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط