یه روز برام ساعت خرید که لنگه‌ی همونو هم برای خودش خریده

یه روز برام ساعت خرید که لنگه‌ی همونو هم برای خودش خریده

یه روز برام ساعت خرید که لنگه‌ی همونو هم برای خودش خریده بود وقتی به مچ دستم بست گفت:
«تا وقتی این ساعت کار کنه ما با همیم اگر از کار بیفته ما رابطه‌مون تموم میشه.»
من اون روز خیلی ناراحت شدم و می‌گفتم فکرش حتی به کات کردن و جدایی‌ام رفته؛
واسه همین رفتم ساعت فروشی کلی باطری خریدم.
مرد ساعت فروشی وقتی ساعتمو دید گفت:
این ساعت با باطری کار نمی‌کنه با نبض کار می‌کنه هیچ‌وقت از دستتون درش نیارید.
بمونید برای هم !🫀🧿
دیدگاه ها (۱۳)

#کپشن

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

* جیمین: جونگ‌کوک امروز می‌خواست بهتون نشون بده که چطور هر ر...

درخواستی تک پارتی از مایکی

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۱ » الان دو سال شده بود که سوکجین ...

چند روز بعد، همه‌چیز کاملاً عادی به نظر می‌رسید.تا اینکه یک ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁰ویو: اتدو روز گذشته بود...دو روز...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "27""ویو نویسنده مامی"فقط ...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 28یک هفته دیگه گذشت و هیچ تغییری توی وضعیت ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط