{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استوری عاشقانه

از قصد که بشم سرمست
پرسه میزنم تو کوچه پس کوچه های شهر

♪♪♫♫♪♪
هنوز عشقت هست نذار بره از دست
واسه جدایی بالاخره عزیز دلم وقت هست
بیا بشکن غمِ این خونه رو اما به دلم دست نزن
من دیوونه رو با غرورت بیا پس نزن♪♪♫♫♪♪♯
دلم آتیش ولی حالیشه
بزن از شراب این دل

♪♪♫♫♪♪♯


#محسن_ابراهیم‌زاده
#پست_سفارشی
کاش من و تو
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم..
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفسه های
کتابخانه ای روستایی
گاهی تو را
گاهی مرا
تنها به سبب
تشدید دلتنگی هایمان
به امانت می بردند..
-عباس معروفی
.
.
دیدگاه ها (۰)

کاش من و تودو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم.تنگ در آغوش همخوا...

کاش من و تودو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم..تنگ در آغوش همخو...

‍ کاش مـن و تـودو جلد از یک رمان عاشقانه بودیمتنگ در آغوش هم...

کاش مـن و تـودو جلد از یک رمان عاشـقانه بودیم..تنـگ در آغوش ...

کاش مـن و تـودو جلد از یک رمان عاشـقانه بودیم..تنـگ در آغوش ...

تاسیان:)

کاش من و تودو جلد از یک رمان عاشقانه بودیمتنگ در آغوش همخواب...

کاش من و تودو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم..تنگ در آغوش همخو...

کاش من و تودو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم.تنگ در آغوش همخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط