{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش من و تو

کاش من و تو

دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم

در کنار هم

خوابیده در قفسه های کتابخانه ای روستایی

گاهی تو را

گاهی مرا

تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان

به امانت می بردند!!
دیدگاه ها (۳)

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۴: گروه تحقیقمعلم...

می‌دانم فاصله گاهی امتحان بزرگی‌ست، اما یاد تو، گرمای حضور ت...

🌹ای کاش می‌توانستم بگویم که با من چه میکنیتو جانی در جانم می...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

اگه دوست داشت چرا رفت؟؟؟چرا باعث اشک چشمت شد؟؟؟چرا باعث دلتن...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

قربون چشمات برم که این‌همه دلتنگشم… 🥹❤️کاش می‌دونستی نبودنت ...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

داداشممن هنوز هم گاهی دلم می‌خواهد در را باز کنم و صدایت را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط