{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش من و تو

کاش من و تو
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفسه‌های کتابخانه‌ای روستایی
گاهی تو را، گاهی مرا
تنها به سبب تشدید دلتنـگی‌هایمان به امانت می‌بردند
دیدگاه ها (۱)

شبزمانِ دلتنگیهواسه تمومِ غریبه هایی که یک زمانی آشناترین بو...

دلتنگیخوشه انگور سیاه استلگد کوبش کنلگد کوبش کنبگذار ساعتی س...

این حرف‌های جدید را کنار بگذارمی‌خواهم مثل آدم‌های قدیمیبا ت...

دست هایم را که مشت کردم،با کنجکاوی پرسید:چه پنهان کرده ای؟گف...

گاهی که نیستی، دلم تنگ می شودالوان دلخوشی، یکسره بی رنگ می ش...

سالگرد یک عروج آسمانی

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده ی عاشقی بودم که میان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط