{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ کاش مـن و تـو

‍ کاش مـن و تـو
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفسه‌های
کتابخانه‌ای روستایی
گاهی تو را
گاهی مرا،
تنها به سبب
تشدید دلتنگی‌هایمان
به امانت می‌بردند
دیدگاه ها (۱)

هر وقت دیدی داری جا میزنی ، به همه ی اون آدمهایی فکر کن که د...

گذشته ای که حالمان را گرفته است اینده ای که حالی برای رسیدنش...

بعضی آدما عین خورشیدن به بودنشونبه مهربونیاشون عادت می کنیم ...

مرا تنگ در آغوش بگیرتا ترس نبودنت میان دستانم بمیردتا اوج بگ...

گاهی که نیستی، دلم تنگ می شودالوان دلخوشی، یکسره بی رنگ می ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط