{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش مـن و تـو

کاش مـن و تـو
دو جلد از یک رمان عاشـقانه بودیم..

تنـگ در آغوش همـ
خوابیده در قفسـه های
کتابخانه ای روستایی
گاهی تـو را
گاهی مـرا
تنها به سبب
تشدید دلتنـگی هایمان
به امانت می بردند....
دیدگاه ها (۲)

نگذار هرکس از راه رسیدبا سازِ دلت تمرین نوازندگی کنددلِ تو ق...

چشمان تو خود شاعره ای قافیه ساز استریزد غزل آنوقت که چشمان ...

خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیستگریه‌ات بر حال ماگر نیس...

ای مرهم ِ ریش و مونس ِ جانمچندین به مفارقت مرنجانمای راحت ِ ...

مرا تنگ در آغوش بگیرتا ترس نبودنت میان دستانم بمیردتا اوج بگ...

آغوشِ تــــــــــو که باشد ....خواب دیگر بهانه ای برایِ خستـ...

تو مثل حاصل کارِ کمال الملکِ نقّاشیولی من خط خطی های کج یک آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط