کاش مـن و تـو

کاش مـن و تـو
دو جلد از یک رمان عاشـقانه بودیم..

تنـگ در آغوش همـ
خوابیده در قفسـه های
کتابخانه ای روستایی
گاهی تـو را
گاهی مـرا
تنها به سبب
تشدید دلتنـگی هایمان
به امانت می بردند....
دیدگاه ها (۲)

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

شبتون بدون دلتنگی 🫠♥️♥️♥️♥️دلت که تنگ باشد،باران هم تسکین نی...

عجیب است…گاهی کسی را داری،اما دلت برایش تنگ می‌شود،برای حرف‌...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

داداشممن هنوز هم گاهی دلم می‌خواهد در را باز کنم و صدایت را ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

می‌دانم فاصله گاهی امتحان بزرگی‌ست، اما یاد تو، گرمای حضور ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط