{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشن ملکه های خوشگلم🙃💘

کپشن ملکه های خوشگلم🙃💘

عروسک من😈🔞

پارت هفتاد و یک

-به چی زل زدی

یهویی لب برچیدم

+چشمات چشمات خیلی قشنگه

لبخند محوی زد لباشو نزدیک اورد جوریی که نفسای گرمش
میخورد تو صورتم

-نه به زیبایی چشمای سیاهت

لباشو اروم روی لبام گذاشت لبامو مک میزد جوریی که
حاضر بودم نفسم قطع شه اما لباش هیچوقت

از روی لبام بلند نشه دستمو تو موهاش میوردم لبامو م.ک میزد

یه کوچولو جدا شد و پیشونیش رو روی پیشونیم گذاشت

دستش روی گونه ام

-با اجازه تو بوسیدن لبات یه مزه دیگه داره
عروسکم

دوباره لبای گرمشو روی لبام گذاشت و عمیق بوسید
جوریی که مزه خون تو دهنم حس کردم

ازم جدا شد چشماش خمار شده بود

اروم لب برچیدم

+نمیشه از اینا بریم

سرشو کنار گوشم برد اروم لب برچید

-عروسکم یه سوپرایز دیگه دارم

چرا یکم قلبم لرزید

اب گلوم رو قورت دادم و لب برچیدم

+چی چی سوپرایزی

خندید و چشمای خمارشو داد به چشمام

-سوپرایز رو که نمیشه گفت

نفسی بیرون دادم نیم فاصله هم نداشتیم اما
اما اروم لب برچیدم

+اخه سوپرایز های تو ترسناکن

لبخند کجی زد و لب برچید

-واسه خاطره هاان

+عه نیک

قهقه ای زد و پاشد تیشرت مشکیش خاکی شده بود یکم با دستش مرتب کرد و دستشو سمتم گرفت و

دست گنده اشو گرفتم و بلند شدم

+قول بده دوباره بیایمم

خندید و لب برچید

-خوشت اومده

خنده ریزی کردم و با لپای گوجه لب برچیدم

+اخه غروبشو با تو دوست دارم ببینم

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی

فرشته سعی در جستجوی احساساتش به نیک🥹💘
دیدگاه ها (۱۴)

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و نهم "فرشته"نیمه شب بود دستام ...

کپشنننننننن😌✨عروسک من😈🔞پارت شصت و چهار دست مردونه اش روی گون...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

کپشن رو ببینیددد🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و سه اون مرد لبخند مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط