ژانرماوراییفانتزیعاشقانهدلهروه اورکمی خشن

ژانر:ماورایی-فانتزی_عاشقانه_دلهروه اور_کمی خشن

ژانر:ماورایی-فانتزی_عاشقانه_دلهروه اور_کمی خشن

شخصیت ها:یونگی _انا_جین نامی جیهوپ تهیونگ جانگ کوک جیمین خواهر ناتنی یونگی سوهی پدر و مادر یونگی
توضیحات: توی دنیایی که یونگی زندگی میکنه همه ی قدرت ماورایی دارن یونگی قدرت اژدهای سیاه رو داره که به این معنی که تا اخر عمر نمیتونه با هیچ دختری زندگی کنه و اون دختر بعد از چند ماه رابطه با اون فوت میکنه ولی انا که یک دختر عادیه به طریقی به دنیای یونگی راه پیدا میکنه و وارد رابطه با یونگی میشه و....
🤴پدر یونگی:فردی۴۵سالع قد ۱۷۰ قدرت شب
👸مادر یونگی:فردی ۴۰ساله قد ۱۶۰ قدرت روز
🐍سوهی:دختری ۳۴ساله با قد ۱۷۰ شوهر نداره پرنسس مملکت قدرت برق
🐱یونگی :پسری ۲۰ساله قد ۱۸۰ و ساکت و با همه خشکه ولی در واقع مهربونه
🦋انا:دختری ۱۵ساله که قدش۱۵۰ و تازه از پرورش گاه فرار کرده که
🐨نامی :پسری ۲۵سالع با قدرت برف و طوفان قد ۱۹۰
🐹جین پسری با ۲۴سال سن و قد ۱۸۹ قدرت طبیعت
🐿جیهوپ :پسری با ۲۶سال سن و قد ۱۸۰ با قدرت اب
🐤جیمین:پسری ۲۰ساله با قد ۱۸۰ اتیش
🐯تهیونگ:پسری ۱۹سابع با قد۱۷۹ باد
🐰جانگ کوک:پسری ۱۸ساله با قد ۱۸۰ با قدرت یخ
🐺جونگ سون پسر یونگی و هانا ۱۹۰قد۶۶وزن قدرت جذب خون
تیکه هایی از فیک:
🐱صاعقه به سمت دنیای انسان ها پرواز کن...
🦋چرا اون موقع اونو گفتی؟
🐰هیعی این خوشگله کیه
👸من وظیفه دارم خون رو به پدرت نشون بدم
🐍ببریدش
🦋ارباب کمکم کن!!!!
🤴یونگی رو به عنوان پادشاه منصوب میکنم
🐱ملکه رو بیارید پیش من
🦋من.... با سرباز رفتم.....چون گفت... تو باهام کار داری
🐨اون بچه مال یونگیه؟
🐱یعنی چی که ملکه رو گم کردید و شاهزاده هم نیست؟؛!!(داد) من زن و پسرم رو بهتون دادم حرومی ها؟؟!!!! گمشید پیداش کنید
🐹خون اشام ها دارن حمله میکنند زود باش فکر کن یونگی مثلا الان پادشاهی
🐍یونگی رو از قصر بندازید بیرون
🦋من برات چیم؟ ها؟؟؟ یه عروسک که معلوم نیست از کجا گیرش اوردی..... اگه مادرت نیومده بود خفه شده بودم!!! چرا انقدر اذیتم میکنی؟
🐱پشت بهت میشینم لباستو بپوش
👸یونگی... با... انا..... ازدواج... کن
پدرت..... مرده... انا میتونه ملکه ی خوبی ب... اشع
🐔شاهزاده به خدا نمیخواستم بزنمش لجبازی کرد
🐱صاعقه سر به سر ملکه ی من نزار
🐍یونگی و انا رو زندانی کنید
🤴به چه حقی تو میخوای یکی از پسر های منو بکشی!!!! شاهزاده سوهی؟! من هنوزم پادشاهم
👸از همون روزی که مادرت تورو گذاشت تو بغلم فهمیدم یه تهدیدی برای خاندان
🐱میای بازی کنیم؟ به نظر مجبوریم مدت زیادی ور بمونیم
🦋اینجوری باید شمشیر رو بگیرم
🐱میخوام بهت قدرت بدم....
🐤مراقبتم زن داداش بیا با هم بریم
🐿از طرف شاه دستور دارم شاهزاده و.شما را همراهی کنم
منتظر باشید 😶
دیدگاه ها (۷)

.....پارت هجدهم.....

از دوست مجازی به پارتنر مجازی.......معرفی پارک جیمین:۱۴ ساله...

اوسیه بانگوم ولی با کمی تغیرات*دیگه زخم نداره*نام:سوگیموری*ه...

معروفی رمان ( هفتمین سایه)

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

free from the court (p8)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7|فلش بک عمارت جئون ...

ببوگرافی/آپدیت یومه/Drmon slayer OC

dark life = 24

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty one ویوی تهیونگ :اون شب ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط