{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میزاری میری...

الان که وابستت شدم میذاری میری الان که میخوامت ازم بیزاری سیری
الان که دنیای تو دنیامو عوض کرد الان که مجنونم کجا میذاری میری
بیچاره فرهاد بیچاره شیرین بیچاره من با این حال غمگین
بیچاره لیلی بیچاره مجنون بیچاره من که دادم به پات جون
دیگه این رابطه در حال فروپاشیه دو سه روز بی خبری اسمش فراموشیه
تو بری من باید از خونه و این شهر برم کجا از دست غمت فرار کنم در برم
دردو از هر سمت نوشتم باز درد شد الان که قلب من از احساس تو طرد شد
من از همون سمتی که شونت تکیه گام بود خوردم زمین و قلبم اون بالا پرت شد
زندونه زندگی زندونه این خونه حال منو میدونه عشق تو درد بی درمونه لبریزه لعنی پیمونه
گفتم بمون قبول قبول گفتم بمون نموند نموند پرنده های عشقو از رو شونه های من پروند
گفتم که بودنت دواست با اینکه هرشبم دعواست هزار شبو خیال تو امشب یکی از اون شباست...

#دلتنگی
#احمدوند
#مهدی_احمدوند
#غمگین
#جدایی
دیدگاه ها (۳)

پارت۴۱ قمار یا زندگی

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

......//برده ی زیبا//......

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط