آره خب مهم نبود چه ساده ولم کرد یه شرایط مزخرف و بهونه کر

آره خب مهم نبود چه ساده ولم کرد یه شرایط مزخرف و بهونه کر

آره خب مهم نبود چه ساده ولم کرد یه شرایط مزخرف و بهونه کرد.
آره خب من اون روز تا ساعت ۷ صبح گریه کردم و دستمال حروم کردم و رو بالشتیم خیس گریه های من شد!......
P
دیدگاه ها (۰)

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

تولدت مبارک، خودم!آفرین به من که یه سال دیگه زنده موندم، اون...

🔻دلتنگی های مادر بزرگ امیرمحمد کریمیوقتی خبر دادن که کوهستک ...

‌ ‌ ‌ ‌ᅠ‌ ‌ ‌ ︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  🐶  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵< نامᰰه ا᷎ی ᷉از ط...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۱ هر روز ساعت ۴ عصر می‌رفتم همون...

dark life = 44صبح روز بعد، ات با حس خوبی از خواب بیدار شد. آ...

انتخابی بی بازگشت. Part.3

تا دا دا بالاخره بعد صد سال میدونم هیچی یادتون نمیادگوهر مار...

داستان ویدیو :کلا داستان فرعی زیاد دارم_اون دختر مو قهوه ایه...

کپشن رو میخونی زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط