{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔻دلتنگی های مادر بزرگ امیرمحمد کریمی

🔻دلتنگی های مادر بزرگ امیرمحمد کریمی
وقتی خبر دادن که کوهستک زدن کباب شدم مادر..

از مغرب من گریه کردم تا ساعت چهار صبح..


یه دقیقه حرف زد بیشتر از هزارتا سیاستمدار معرفت داشت ..




.....هیهات من الذله.....
دیدگاه ها (۲)

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:69اومد دم در اتاق و در زد...-...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

وقتی عموت بود

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

پارت ۱۰ساعت ۴ و ۴۵ دقیقه صبح_یونگی:وقتی چشمام رو باز کردم سر...

چند پارتی

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

وانشات (مایکی بونتن) p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط