{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نرگس بیمار تو گشته پرستار من

نرگس بیمار تو گشته پرستار من
تا چه کند این طبیب با دل بیمار من
خفتهٔ بیدار گیر گر چه ندیدی ببین
چشم پر از خواب خویش دیدهٔ بیدار من
رسم تو عاشق کشی شیوهٔ من عاشقی
تیغ زدن شغل تو کشته شدن کار من
با همه تیر بلا کامده بر دل مرا
از مژه‌ ات برنگشت بخت نگونسار من
آب رخ گل بریخت لالهٔ رخسار تو
خرمن بلبل بسوخت زمزمهٔ زار من
ناله برآمد ز کوه از اثر زاریم
تا تو کمر بسته‌ای از پی آزار من
رفتم و از دل نرفت حسرت خاک درت
مردم و آسان نساخت عشق تو دشوار من
تا خم زلف تو را دام دلم کرده‌اند
میل خلاصی نکرد مرغ گرفتار من
تا بت و زنار من چهره و گیسوی توست
قبله حسد می‌برد از بت و زنار من
هر چه لبم بوسه زد گندم خال تو را
یک جو کمتر نشد خواهش بسیار من
گر دو جهان می‌شود از کرم میفروش
مست نخواهد شدن خاطر هشیار من
تا سخنی گفته‌ام زان لب شیرین سخن
خسرو ایران نمود گوش به گفتار من
ناصردین شاه راد، خسرو با عدل و داد
کز گهرش برده آب نظم گهربار من
تا که فروغی شنید شعر مرا شهریار
شهرۀ هر شهر شد دفتر اشعار من🦋💞🦋


#عاشقانه
#بهترینم❤
دیدگاه ها (۰)

بوسه آخر نزدم آن دهن نوشین رالب فرهاد نبوسید لب شیرین راصدهز...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟ گذری کن که ز غم راهگذر نیس...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

تارنوازی زیبا و شنیدنی بانوی هنرمند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط