{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درسته عوض شدم... ولی سعی کردم باهات مهربون باشم... سعی کر

درسته عوض شدم... ولی سعی کردم باهات مهربون باشم... سعی کردم با ت متفاوت از بقیه رفتار کنم
با ت بِه از ان بودم ک با خلق جهانم... ولی نفهمیدی
خسته شدم انقد بهت محبت کردم و تلخی دیدم
یروز خیلی بی صدا ولت میکنم و میرم... اون موقع میفهمی تو زندگیت با بقیه فرق داشتم، من برات واقعی بودم، همونی بودم ک برات هرکاری کرد... ولی چ حیف ک وقتی اینارو میفهمی ک دیگه خیییلی دیره:)
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

مافیای من

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

پارت: 3 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*نگاهم رو از دست دراز شده‌اش...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part به دستام زل زدم.....

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

اخرین دعا 21

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط