بازیِ مرگ (The Game of Death)
بازیِ مرگ (The Game of Death)
Part:1
مین هان:قربان شما نمیفهمید اون روانی داره همه چیرو بهم میریزه من از اینکه این دشمنی رو باهاش شروع کردم پشیمونم لطفا بهش بگین عقب بکشه شما یکی از بالا مقامانین باید جلوشو بگیرین تا دنیارو بهم نریخته
کی هون:هه احمق*نیشخند
لیوان تو دستاشو به ارومی روی میز گذاشت و از جاش بلند شد به سمت پنجره داخل اتاق رفت که کل حیاط در دید بود
کی هون:تو واقعا احمقی .درباره چی حرف میزنی؟عدالت؟منطق؟یا قوانین؟
به ارومی برگشت سمتش دو قدم جلو رفت و تو چشاش زل زد از مابین دندوناش غرید
کی هون: تو نمیتونی با یه ببر استدلال کنی ....وقتی سرت درست وسط دهنشه
مین هان:.....
کی هون:درضمن تو خودت این بازی رو شروع کردی پس تا آخرش وایسا ولی به هرحال برنده اونه
مین هان:هوفف
..
موسیقی ملایم درحال پخش بود از کل قسمت های سالن صدای خنده بلند میشد تا زمانی که
مجری:خب مهمون بعدی رو معرفی میکنم ...کسی که تک تکتون میشناسینش پادشاه تاریکی اون کسی نیست جززز ویرانگر بزرگ..شکارچی نیمهشب
صدای باز شدن در بزرگ سالن بلند شد ترس کل سالنو فراگرفت قدم های محکم و ظاهر سرد اون به دل ها لرزه انداخت مافیایی بی رحم و خطرناک که حتی بالا مقامان هم جلوش سر خم میکنن کیم تهیونگ رئیس باند سندیکای وانتابلک ملقب به شکارچی نیمهشب
..
کی هون:شنیدی؟اون اینجاست
مین هان:لعنتی
کی هون:مواظب باش اون برای ویرانیه تو اینجاست ..فعلا شین مین هان
و از اتاق خارج شد
..
&اون واقعا اینجاست ؟
÷اره خب من یجورایی میدونستم میاد
&چی از کجا میدونستی
÷خب این مهمونیه شین مین هانه اونا بزرگ ترین دشمنای همن دلم برای مین هان میسوزه دیگه اخرای عمرشه
&چرا
÷آه توکه از همه چی عقبی کیم قبل از مین هان دوتا دشمن دیگه هم داشته ولی دشمنیشون در حد دشمنی با مین هان نبوده اما با اینحال .......
«در بازی من، حتی نفس کشیدن هم یک امتیاز است.»
Part:1
مین هان:قربان شما نمیفهمید اون روانی داره همه چیرو بهم میریزه من از اینکه این دشمنی رو باهاش شروع کردم پشیمونم لطفا بهش بگین عقب بکشه شما یکی از بالا مقامانین باید جلوشو بگیرین تا دنیارو بهم نریخته
کی هون:هه احمق*نیشخند
لیوان تو دستاشو به ارومی روی میز گذاشت و از جاش بلند شد به سمت پنجره داخل اتاق رفت که کل حیاط در دید بود
کی هون:تو واقعا احمقی .درباره چی حرف میزنی؟عدالت؟منطق؟یا قوانین؟
به ارومی برگشت سمتش دو قدم جلو رفت و تو چشاش زل زد از مابین دندوناش غرید
کی هون: تو نمیتونی با یه ببر استدلال کنی ....وقتی سرت درست وسط دهنشه
مین هان:.....
کی هون:درضمن تو خودت این بازی رو شروع کردی پس تا آخرش وایسا ولی به هرحال برنده اونه
مین هان:هوفف
..
موسیقی ملایم درحال پخش بود از کل قسمت های سالن صدای خنده بلند میشد تا زمانی که
مجری:خب مهمون بعدی رو معرفی میکنم ...کسی که تک تکتون میشناسینش پادشاه تاریکی اون کسی نیست جززز ویرانگر بزرگ..شکارچی نیمهشب
صدای باز شدن در بزرگ سالن بلند شد ترس کل سالنو فراگرفت قدم های محکم و ظاهر سرد اون به دل ها لرزه انداخت مافیایی بی رحم و خطرناک که حتی بالا مقامان هم جلوش سر خم میکنن کیم تهیونگ رئیس باند سندیکای وانتابلک ملقب به شکارچی نیمهشب
..
کی هون:شنیدی؟اون اینجاست
مین هان:لعنتی
کی هون:مواظب باش اون برای ویرانیه تو اینجاست ..فعلا شین مین هان
و از اتاق خارج شد
..
&اون واقعا اینجاست ؟
÷اره خب من یجورایی میدونستم میاد
&چی از کجا میدونستی
÷خب این مهمونیه شین مین هانه اونا بزرگ ترین دشمنای همن دلم برای مین هان میسوزه دیگه اخرای عمرشه
&چرا
÷آه توکه از همه چی عقبی کیم قبل از مین هان دوتا دشمن دیگه هم داشته ولی دشمنیشون در حد دشمنی با مین هان نبوده اما با اینحال .......
«در بازی من، حتی نفس کشیدن هم یک امتیاز است.»
- ۴۱۹
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط