P

P: ⁴

P: ⁴
جئون: بهتره هرچه زودتر ازداوج کنید، به نظرم تا اخر هفته خوب باشه، مگه نه اقای پارک؟
Park: بله بله همینطوره
با این حرف جونگکوک و رزی شوکه شدن
Rosie: معذرت میخوام اقای جئون ولی یکمی زود نیست؟
جئون: اوه عزیزم لازم نیست اقای جئون صدام کنی! امروز چهارشنبه ست و تا اخر هفته وقت داریم!!
Rosie: اما من هنوز اماده نیستمــ
Park: نشنیدی؟ اقای جئون گفتن هرچه زودتر!
Rosie:*سکوت*
جئون: خب.... برای فردا صبح جونگکوک میاد تا لباس عروستون رو بگیرین؛
Kok: پدر..
جئون: حرفی نشنوم*خنده*از خودتون پذیرایی کنید
Park: حتماا*خنده*


*ویو رزان*تو یک صندلی نشسته بودم و خودمو برای بدبختی هایی قرار بود برام اتفاق بیوفته اماده کردم!

فلش بک به روز عروسی

ویو راشل*خودم *
نگاهی به لباسی که برتنش بود کرد، از امروز میشد «جئون رزان»
ندیمه: بانو اقا منتظرتونن
Rosie: الان میام
دوباره نگاهی به خودش کرد با بغضی ک گلوش رو چنگ میزد راه افتاد،
Rosie: سلام*سرد*
Kok: علیک، سوار شو*سردیـه تمام*
Rosie: اوک*سرد*
به محل عروسی راه افتادن، در راه عروسی رزی به این فکر میکرد که ایندش قراره چی بشه؟ آیا از این مخمصه نجات پیدا میکنه؟


🎀ادامه دارد.... 🎀
فالو؟ 🎀🫧
دیدگاه ها (۰)

مردی پشت نقاب قسمت اول (پارت ۶)

P3

My nurse

ازدواج اجباری پارت 1ات ویو:پشت میز کارم نشسته بودم و داشتم ط...

part (45، اخر) 🫂🖇🔮پ.ت:ما قبول نمیکنیمته:چ..چرا؟؟بخدا قول مید...

یک فردی که خودش می‌دونه کیه دهن مارو سرو..یس کرد پارت بعد رو...

پرنسس کوچولو پارت ۲ویو لیسا:دیشب جنی بهم گفت که به یک مهمونی...

I need you're body part 7 ساعت سه بود میخواستم بلند شم ولی ب...

part ²² اون صدای...

عشق گم شده پارت ۸ته .. بچه ها نظرتون چیه فردا بریم ساحل ۷۵۹ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط