My nurse
Part 3
(ویو جئون جونگ کوک)
طبق معمول ساعت ۶:۳۰ بیدار شدم...
بلند شدمو و مستقیم رفتم حموم...
بعد از ۲۰ دقیقه از حموم بیرون اومدم...
پیراهن سفیدم رو پوشیدم، به همراه شلوار مشکی صاف و اتو کشیده شده...
موهامو سشوار کردم و بهشون حالت دادم...
چند تا از دکمه های پیراهنم رو باز کردم و زنجیر طلاییم رو انداختم دور گردنم...
ساعت مشکی و براقم رو دور مچم بستم...
کت مشکی رو پوشیدم...
و در آخر عطر همیشگیِ تلخم رو زدم...
توی آینه ی قدّی یه نگا سر تا پا به خودم انداختم:
+ هه مثل همیشه هر دختری ببینتت حاضره جونش رو بهت بده تا فقط یه شب باهات باشه جئون جونگ کوک(پوزخند)
از اتاقم بیرون اومدم و رفتم سمت میز ناهار خوری...
نشستم پشت میز و شروع کردم به خوردن صبحونه...
_____________________________________________________________
آخرین جرعه ی قهوه ام رو خوردم و بلند شدم:
+ آجوما
~بله ارباب
+چمدونم رو آماده کردی که(سرد)
~ بله ارباب چمدونتون آمادست.
+ خوبه برو به کارات برس(سرد)
~ چشم
که....
گوشیم زنگ خورد...
منشیم از شرکت زنگ میزد:
+ایخدا من الان پرواز دارم که باز چی شده(کلافه)
تماس رو وصل کردم و گوشی رو کنار گوشم قرار دادم...
+ الو
! الو سلام رئیس(با عشوه)
+ سلام چی شده(سرد)
! اومم رئیس آقای لی اومدن(با عشوه)
+برای چی( سرد)
!آقای لی میخوان باهاتون قرارداد ببندن(با عشوه)
+ قرار بود ۵ روز دیگه بیاد(سرد)
! خب ایشون میخوان برن مسافرت و دو هفته نیستن برای همین (عشوه)
! ایشون الان تو دفترتون منتظرند(عشوه)
+ باشه تا دو ساعت دیگه اونجام(کلافه و سرد)
! حیح(خنده ی ریز)باشه خداحافظ رئیس(با عشوه)
+ هوم(سرد)
+ هوفف زنیکه ی هرزه یادم باشه بعدا بندازمش جلو سگام بخورنش دیگه ریختشو نبینم
به سمت راه پله ها حرکت کردم و رفتم تو اتاقم و لباسام رو عوض کردم و یه تیپ کاملا رسمی زدم...
ادامه دارد.........
حمایت یادتون نره❤❤😉😊🤭
(ویو جئون جونگ کوک)
طبق معمول ساعت ۶:۳۰ بیدار شدم...
بلند شدمو و مستقیم رفتم حموم...
بعد از ۲۰ دقیقه از حموم بیرون اومدم...
پیراهن سفیدم رو پوشیدم، به همراه شلوار مشکی صاف و اتو کشیده شده...
موهامو سشوار کردم و بهشون حالت دادم...
چند تا از دکمه های پیراهنم رو باز کردم و زنجیر طلاییم رو انداختم دور گردنم...
ساعت مشکی و براقم رو دور مچم بستم...
کت مشکی رو پوشیدم...
و در آخر عطر همیشگیِ تلخم رو زدم...
توی آینه ی قدّی یه نگا سر تا پا به خودم انداختم:
+ هه مثل همیشه هر دختری ببینتت حاضره جونش رو بهت بده تا فقط یه شب باهات باشه جئون جونگ کوک(پوزخند)
از اتاقم بیرون اومدم و رفتم سمت میز ناهار خوری...
نشستم پشت میز و شروع کردم به خوردن صبحونه...
_____________________________________________________________
آخرین جرعه ی قهوه ام رو خوردم و بلند شدم:
+ آجوما
~بله ارباب
+چمدونم رو آماده کردی که(سرد)
~ بله ارباب چمدونتون آمادست.
+ خوبه برو به کارات برس(سرد)
~ چشم
که....
گوشیم زنگ خورد...
منشیم از شرکت زنگ میزد:
+ایخدا من الان پرواز دارم که باز چی شده(کلافه)
تماس رو وصل کردم و گوشی رو کنار گوشم قرار دادم...
+ الو
! الو سلام رئیس(با عشوه)
+ سلام چی شده(سرد)
! اومم رئیس آقای لی اومدن(با عشوه)
+برای چی( سرد)
!آقای لی میخوان باهاتون قرارداد ببندن(با عشوه)
+ قرار بود ۵ روز دیگه بیاد(سرد)
! خب ایشون میخوان برن مسافرت و دو هفته نیستن برای همین (عشوه)
! ایشون الان تو دفترتون منتظرند(عشوه)
+ باشه تا دو ساعت دیگه اونجام(کلافه و سرد)
! حیح(خنده ی ریز)باشه خداحافظ رئیس(با عشوه)
+ هوم(سرد)
+ هوفف زنیکه ی هرزه یادم باشه بعدا بندازمش جلو سگام بخورنش دیگه ریختشو نبینم
به سمت راه پله ها حرکت کردم و رفتم تو اتاقم و لباسام رو عوض کردم و یه تیپ کاملا رسمی زدم...
ادامه دارد.........
حمایت یادتون نره❤❤😉😊🤭
- ۷۵۲
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط