در جایی عمیق‌تر از اراده‌ی من

در جایی عمیق‌تر از اراده‌ی من،

در جایی عمیق‌تر از اراده‌ی من،
دستی دیگر
ریسمان روح مرا گرفته
و آرام، ولی محکم، می‌کشد.

من ساکت ایستاده‌ام…
نه از ناتوانی،
از شناختن صاحبِ حرکت.
آن‌که مرا می‌برد،
به‌سوی مسیری که دیده نمی‌شود
اما حس می‌شود…
به‌سوی خودش.

هر تغییری، هر اتفاقی، هر رفتن و آمدن،
نه برنامه‌ی من بوده،
نه انتخاب ذهنم…
این جریانی‌ست که من فقط شاهد آنم.

من دیگر نمی‌جنگم.
نمی‌خواهم نسخه بنویسم برای جهان.
فقط اجازه می‌دهم…
اجازه می‌دهم آن دستی که از من حکیم‌تر است،
از من وسیع‌تر است،
از من آگاه‌تر است،
روح مرا به‌سمتی که باید، بکشد.

در سکوت،
در پذیرش،
در اطمینانِ کامل به اینکه
هیچ چیزی اشتباه نمی‌رود
وقتی تو هدایت می‌کنی…

و من؟
من فقط ایستاده‌ام،
می‌بینم،
و سپرده‌ام

#انرژی_مثبت
#الهام_بخش
#معنویت
#خودشناسی
دیدگاه ها (۰)

به نقطه‌ای رسیده‌ام که دیگر میلی به تعامل با آدم‌ها ندارم.نم...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :دقت شود که تأکید دارد فراگیر...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

p1

اتاقی که وجود نداشت(part6)صبح روز بعد، ا/ت دوباره به اتاق سو...

فاصله یک لبخند تا جنون

موزیک ویدیو(Wrong Side Out) والا این جمله یه تهدید خیلی خیلی...

رمان انتقام ازدواج کامل

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :خداوند متعال می‌فرماید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط