{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرتین عشقم یکی بهم امروز حضوری تو سوپرمارکت بودم خیلی نگا

آرتین عشقم یکی بهم امروز حضوری تو سوپرمارکت بودم خیلی نگام میکرد من نگاش نکردمو بهت خیانت نکردم چونننن عاشقتمممممم💋💋 یاری بهم چش مک زد بعد گفتم بیام خودمو برات لوس کنم بگم این اذیتممم کرد ارتینم🥺🥺🥺 آرتین یادت میاد گفتی شماره ی اون پسر و بده بعد من گفتم نه گفتی می‌خوام یکاریش کنی😍😍😍 واییی غیرتییی منننن
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

سم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 31 ""ویو جئون آنجلینا"ب...

کسخلان گروگان

صدای آرتین و دادش بلند شد-رزا مگه من نگفتم این قضیرو تمومش ک...

باباهم خونه مادر بزرگ بود...ساعت ۵بود که زنگه خونه به صدا در...

#رمان_عشق_مجازی_پارت_2با ترسو لرز راه افتادم ب سمت ماشینی ک ...

رمان :وقتی خواهر تهیونگی و با اعضا زندگی میکنیاز زبون اتاز س...

🦋گیسوی شب🦋# پارت صد وهشت ....گیسو:عصبی نگاش کردم وگفتم : تو ...

my favourite drug39

پسره اومد روم داشت دستش میومد جلو...چشمامو بستم و خودمو سپرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط