Does it hurt

Does it hurt؟

Does it hurt؟
p³🍷
فلش بک"_"
و با یک صدای دپ و بم مردانه که با یک کله امش همه جا ...همه جا سکوت را برمی‌دارد می‌گوید:منتظرت بودم (little mouse ) بعد از این حرف من را مانند چیزی که انگار وزنی ندارد بلند می کنند فریاد ...فریاد... هیچ فایده ای نداشت ......
خون ..خون... خون کل محیط عمارت رو برداشته بود خون کل بادیگارد هام که برای محافظت من بودند حالا فقط یک جسم بی جان که روی زمین افتاده خون روی لباس هاشون ....
تکان...تکان..تکان می خورم هی پا میکوبم اما فایده ای نداشت که او با کرواتش دست هایم را بست و مرا به سمت ونی مشکی برد که مرا با سرعت و محکم به ماشین می اندازد ناگهان یک دستمال از پشت سرم به سمت دهانم می‌رود.....
تاریکی...تاریکی... حلا توی یک زیرزمین تاریک بودم لباس های سفید خوابم حالا بشدت کثیف و خاکی بودند بعد از اون بیهوشی کامل اصلا متوجه نمی شدم صبح یا شب است فقط تاریکی اتاق را در برگرفته بود و به پای پیچ خورده ام که می خواستم فرار کنم میرسم ...
درد....درد...درد...دردش ران پایم را منقبض می کند سعی کردم بلند شم نمیتونستم پس هی داد...داد...هی داد و فریاد اما هیچکس جوابی نداد که فقط یک مرد که بوی خون می داد با صورتی پوشیده شده و چشمانی خمار اما متوجه شدم اون فردی نبود که مرا دزید او مرد یک خط روی آبرویش داشت اما او نه....
چرا اینجام چرا؟؟؟؟
با لحنی خشن سرد که مشخصه حوصله هیچ حرف اضافی دیگه ای از من ندارد می گوید ...
مجبوری....
همین...همین؟
می‌گویم:من کجام من چیکار کردم با فریاد که صدای درد توی صدام مشخصه بگو!
اما مشخص بود او حتی یک ذره ام براش مهم نبود ..
سکوت...سکوت...فقط اسم بگو...لطفا...ی..ک...اسم با صدای پر از ترس شاید استرس می‌گویم.
او می گوید....
(בمورو)
شرط=40 لایک ..
ممنون برای حمایت دوستون دارم 🤭😭
😭🛐تابع قوانین ویسگون 📿
دوست نداری نبین گزارش برای چی ؟🫡
#تیک_تاک #اینستاگرام#پینترست#bad_girl#میکاپ#استوری#دخترونه#نوستالژی#ترند#russia#توکیو#کیوت#فانتزی#اسمر#اسمر_فود#خاص هشتگ مخصوص :
#killer
دیدگاه ها (۲۳)

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش اول_ فقط یه الماس میتونه ا...

پارت ۴۰

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

سورا و رین

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️تمام پنجره‌هایش یکی‌یکی روشن می‌شدند.و سپس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط