سلااام صبح زیباتون بخیر و بی‌نظیر مهربانان

سلااام صبح زیباتون بخیر و بی‌نظیر مهربانان...

سلااام صبح زیباتون بخیر و بی‌نظیر مهربانان...

بگذار برگردم
همانجا که
دلمو جا گذاشتم
همونجایی ک...
از کنارچرخ خیاطی مارشال مادرم نخاشو برمی‌داشتم
میرفتم و توی باغچه‌ی مادر سبزی‌های تازه مثل ریحان و نعنا رو می‌چیدم
کنار رودخونه ک میرفتیم اون هندوانه و نوشابه هایی رو ک در آب میذاشتیم ک خنک و تَگری بشه و شلوارامونو تا زانو بالا می‌بردیم و توی آب بازی میکردیم
بوی کباب کل فضا رو پُرمیکرد
وقتایی ک تابش آفتاب شدید بود سایه ام سرو قامت و قوی پدرم بود
وقتایی ک زیاد می‌خندیدم
پدرم می‌گفت : دختر معنی نمی‌دهد اینهمه بخندد🤭
بگذار برگردم بروم آخرین قهقه های بلند زندگیم را بردارم
همانجا که دلم را جا گذاشتم
خونه‌ها قدیما
مدرن نبود
ولی تاااا دلت بخواد
گرما و سرما داشت
صفا و صمیمیت داشت
محبت و وفا داشت
خیانت و تهمت نداشت
و مهربونی و گذشت درش موج میزد😔

یادش.بخیر
دورانی داشتیم حیف ک همه خاطره شدن.

#مریمـــــانه
#دختر_شیرازی
#صبحگاهی
#یادآوری
#انگیزشی
#دوستانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۳۳)

🦋💙 بگذار برگردمهمانجا کهدلم را جا گذاشتمبروم دلم رااز کنارچر...

بگذار برگردمهمانجا کهدلم را جا گذاشتمبروم دلم رااز کنارچرخ خ...

مدرسه پر دردسر🌚🌪ا/ت: تو باید سونتا باشی میدونی چقدر دنبالت گ...

ا/ت:صبح با صدای های آرومی چشمام رو باز کردم میتونستم حس کنم ...

دو نیمه ماه♡Part¹ تاواناز ز...

عشق من... فیک جونگکوک

چگونه با پدرت آشنا شدم!!-۱۵-نامه شماره پانزده «عشق یا آدامس ...

عشق یا آدامس نعنادیگر شوهر نمی‌خواستم. بابا هم برای حفظ آبرو...

پارت ۷۴#جونگکوکمن: نههه دیر وقته سومی ساعت ۱۱ و نیم شبه .. خ...

رمان جونکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط