عجیبه

عجیبه...

عجیبه...
تو زندگیم افراد زیادی بودن....
همیشه اون که باید گذشت میکرد من بودم ، همیشه بخشنده من بودم!..
اما حالا که تصمیم گرفتم که دیگه نبخشم و حذف کنم..
حالا که دیگه حتی اگر جلوم بشینن نمیبینمشون.....
من تبدیل شدم به یک آدم دیگه ، کسی که حالا خون هم خودم رو نمی‌شناسم!
فقط می‌دونم مقصر من و قلب من نبوده.....
دیدگاه ها (۰)

┄┉✿┉┄⇠زهرا، آرمی شجاع ایرانی‌ای بود که قبل از عمل قلبش، یه ن...

زهرا، آرمی شجاع ایرانی‌ای بود که قبل از عمل قلبش، یه نامه بر...

کپشن رو بخونید

‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ᵎᵎ ‌ ‌ ‌‌─── ୨୧ ──── ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... جلوم زانو زد و...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_26🍷🎸مرسدس سیاه رنگ ب...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۷(last part)۱ ماه بعد...تو این یک ماه ا...

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۱روایت از زبان کایلی...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

intertwined fate of two enemies-part 19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط