چند پارتی جونگ کوک
چند پارتی جونگ کوک
وقتی هردوتون ایدل بودید...
جلوم زانو زد و دستشو به سمت جیب سمت راست کتش برد و جعبه ی مخملی قرمز رنگی در اورد،دستشو به سمتجعبه برد و جعبه رو باز کرد،حلقه ی خوشگلی که صددرصد قیمت خیلی بالایی داشت نمایان شد.کامل توی شوک بودم و مغزم داشت تمامکارارو آنالیز میکرد تا بفهمه چه اتفاقی افتاده،که کوک گفت:
_:ا.ت منو تو۲ سال تمام با هم بودیم من دیگه نمیخوام فقط دوست دخترم بمونی،میخوام شریک زندگیم باشی،مادر بچه هام باشی،ازت میخوام هر وقت که خسته از کمپانی برمیگردم خونه با آغوش تو بخوابم با آغوش تو بیدار شم،ازت میخوام همیشه پیشمبمونی،قبول میکنی؟
کاملا توی شوک بودم چند دقیقه ساکت بودم تا بفهمم تازه چیگفته تا به اودماومدم و گفتم:
+:من...مننمیدونم چی بگم.
اگه میگفتم خوشحال نشدم و حسی به کوک ندارمدروغ گفته بودم من هنوزم عاشقش بودم،اما واقعا انتظار نداشتم که از من چنین درخواستی کنه.
_:ا.ت یه چیزی بگو حرف بزن بذار صداتو بشنوم(حسودیم شدددددددددد)
+:کمپانی چی؟فن ها چی؟ کوک اونا نمیذارن ما باهم باشی_(حرفشو قطع کرد)
_:خب نذارن،بذار هرچی میخوان بگن اونا همونطور که حق تصمیمگرفتن برای زندگی خودشون و روابط شخصیشون دارن منم دارم.
دیگهنمیتونستم احساساتمو انکار کنم که گفتم:....
ادامه دارد....
لطفا حمایت کنید تا پارت بعدیییی 💝💝❤️🩹❤️🩹
وقتی هردوتون ایدل بودید...
جلوم زانو زد و دستشو به سمت جیب سمت راست کتش برد و جعبه ی مخملی قرمز رنگی در اورد،دستشو به سمتجعبه برد و جعبه رو باز کرد،حلقه ی خوشگلی که صددرصد قیمت خیلی بالایی داشت نمایان شد.کامل توی شوک بودم و مغزم داشت تمامکارارو آنالیز میکرد تا بفهمه چه اتفاقی افتاده،که کوک گفت:
_:ا.ت منو تو۲ سال تمام با هم بودیم من دیگه نمیخوام فقط دوست دخترم بمونی،میخوام شریک زندگیم باشی،مادر بچه هام باشی،ازت میخوام هر وقت که خسته از کمپانی برمیگردم خونه با آغوش تو بخوابم با آغوش تو بیدار شم،ازت میخوام همیشه پیشمبمونی،قبول میکنی؟
کاملا توی شوک بودم چند دقیقه ساکت بودم تا بفهمم تازه چیگفته تا به اودماومدم و گفتم:
+:من...مننمیدونم چی بگم.
اگه میگفتم خوشحال نشدم و حسی به کوک ندارمدروغ گفته بودم من هنوزم عاشقش بودم،اما واقعا انتظار نداشتم که از من چنین درخواستی کنه.
_:ا.ت یه چیزی بگو حرف بزن بذار صداتو بشنوم(حسودیم شدددددددددد)
+:کمپانی چی؟فن ها چی؟ کوک اونا نمیذارن ما باهم باشی_(حرفشو قطع کرد)
_:خب نذارن،بذار هرچی میخوان بگن اونا همونطور که حق تصمیمگرفتن برای زندگی خودشون و روابط شخصیشون دارن منم دارم.
دیگهنمیتونستم احساساتمو انکار کنم که گفتم:....
ادامه دارد....
لطفا حمایت کنید تا پارت بعدیییی 💝💝❤️🩹❤️🩹
- ۲.۰k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط