نماد روشنفکر در ایران نویسنده نامدار جلال آل احمد

نماد روشنفکر در ایران نویسنده نامدار جلال آل احمد

🔹 قصد داریم درباره #نویسنده برجسته‌ای حرف بزنیم که بالا و پایین زیادی در زندگی خودش داشت. جلال در خانواده‌ای #مذهبی و با پدری روحانی به دنیا اومد. اما در دوران جوونی از لحاظ فکری و #سیاسی گرایش‌های چپ پیدا کرد و به عضویت حزب توده دراومد. البته بعدش با حزب اختلافاتی پیدا کرد و ازشون جدا شد.


🔹 سخنانی از #جلال نقل شده که نشون میده اون موقع اوضاع حزب چه طور بوده: "ما در اتاق‌های حزب توده، مرتّب از این اتاق به آن اتاق جلو رفتیم (یعنی اینکه مراحل حزبی را طی کردیم) به جایی رسیدیم که دیدیم از پشت دیوار صدا می‌آید! گفتیم آن‌جا کجاست؟ گفتند این‌جا مسکو است! گفتیم ما نیستیم؛ برگشتیم."


🔹 پس از کودتای ۲۸ مرداد، و اون ضربه سنگینی که بر پیکر آزادی‌خواهان و مبارزان با استبداد وارد اومد، آل احمد دچار افسردگی شدیدی شد و به یک دوره سکوت فرو رفت: «فرصتی بود برای به‌جد در خویشتن نگریستن و به جستجوی علت آن شکست‌ها به پیرامون خویش دقیق‌شدن... »


🔹 جلال_آل_احمد که با گذراندن تجربه‌های تلخ، از اصلاح چارچوب‌های کشور نا‌امید شده بود، با شروع دهه ۴۰ و سفر به مکه، دچار تحولات روحی شد و از اون زمان - به ویژه در سال‌های پایانی عمر - با نوشتن آثاری مثل خسی در میقات(سفرنامه حج) توجهش به دین معطوف شد.


🔹 در انتها خوبه که برای شناخت بهتر جلال، اشاره‌ای به سخنان رهبری داشته باشیم:


🔹 «حوادث شگفت‌انگیز سال‌های ۴۱ و ۴۲ او را به موضع جانبدارانه‌تری نسبت به اسلام کشانیده بود و این همان چیزی است که بسیاری از دوستان نزدیکش، نه آن روز و نه پس از آن، تحمّل نمی‌کردند و حتی به رو نمی‌آوردند!


🔹 اما توده‌ای‌بودن یا نبودنش؛ البته روزی توده‌ای بود. روزی ضدتوده‌ای بود. و روزی هم نه این بود و [نه] آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقف نماندن او در هیچ‌کدام از آنها بود. »

🇮🇷 @farzandeIRAN_ir

#فرزند_ایران #مفاخر
#جلال‌آل‌احمد #نویسنده #روشنفکر #معاصر #غربزدگی #خسی_در_میقات #توده‌ای #حزب
دیدگاه ها (۱)

سخنگوی دولت:قیمت بنزین سهمیه‌ای افزایشی نخواهد داشت و فعلاً ...

🔻گرای آسیب‌پذیری به اتاق جنگ واشنگتن/ آقای پزشکیان، کشور را ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت یــازدهــم 𓆪 🖤🥀در اتاق ۱۳ آرام باز شد.هوای سر...

🖤 پارت ۳۷ | «اتاق ۱۳»راهروی ساختمان تاریک بود.صدای قدم‌های ل...

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

بیشتر مخاطبان این شبکه مجازی میشناسن همه طرز کار کردن باهاش...

پشت نقاب عشق 💗پارت دوم از هفت پارتاو نمی‌دانست همین رفتن ساد...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۲ ساعت ۵ که قرار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط