م خواهم چا دم کنم

مۍ خواهمـ، چاۍ دَمـ، کنمـ،

مۍ خواهمـ، چاۍ دَمـ، کنمـ،
با عطـر هلُ و دارچیـن ،
و عاشقـانه هایمـ، را
برایت بخوانمـ،
#تـو همـ، همانجـا بنشین و از #خیـال من
کنـار نرو ...

این #قشنگ_ترین #خیـال صبحـگاهۍ،
بهترین #عیـدۍ امـروز من است ...

راااستـۍ امـروز ...
#ڪوڪ #سه_تارمـ، همـ، درست شده است...
مۍ خواهمـ، برایت "گلـدون اطلسـۍ" را بنوازمـ،

#تـو_فقـط_ڪمۍ_گوشت_را_نزدیڪ_بیـاور...♥
دیدگاه ها (۰)

من امروز صبح برای خودم قیساوا درست کردم، همون صبحونه‌ ی خوشم...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پروانه جان

آن شب، عمارت جیمین برخلاف همیشه آرام بود.جلسه‌های روز تموم ش...

Season Two | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌ᴘᴀʀᴛ ² 🖤ساعت ۹ صبح | خانه‌ی تهیونگ و...

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت اول╰┈────── ...

پارت ۱۲: جلسه‌ای که نباید برگزار می‌شد 😂صبح روز بعد، تهیونگ ...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

از شعر بگذریم ... این که میگویم شعر نیست .جان احساس من است ...

عاشقانه هایم را برایت دم میکنم...و می شود همان چای خوشرنگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط