{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🎂_ترجمه لایو جیمین در ویورس

🎂_ترجمه لایو جیمین در ویورس

🐣 فکر کنم تو فرودگاه بیشتر از همه عصبی بودم… داشتم به شما نگاه می‌کردم.
🐣 چیزی که می‌خواستم… راستش لباسامو خیلی دوست داشتم و همه چی آماده بود، می‌خواستم خوشگل باشم و اینا، ولی خبرنگارا اون سمت بودن و طرفدارا هم اون سمت… می‌خواستم وقتی از ماشین پیاده می‌شم باحال راه برم، هدفم همون بود… ولی لبخند از صورتم نمی‌رفت!
🐣 لباسامم یه کم باز بود، اونم انتخاب خودم بود… ولی باید طبیعی راه می‌رفتم… ولی عکسام طوری اومده که انگار تو فکر بودم
🐣 چرا کلاه پوشیدی؟ استایلیستم پیشنهاد داد و خوشم اومد، هاها
🐣 «خوب می‌خوابی؟» آره وقتی بخوابم خوب می‌خوابم. همین الان هم یه «تولدت مبارک» دیگه دریافت کردم. دوست دوران راهنماییم پیام داد…
🐣 دارم تبریک تولد می‌گیرم، خیلی ممنونم ازتون، همکارای نظامیم هم بهم تبریک گفته بودن.
🐣 آره، پیاما و تماسای تبریک تولد بودن.
🐣 «دستات آسیب دید؟» نه، دستم مشکلی نداره.
🐣 «باتریت الان چند درصده؟» باتری کافی دارم برای لایو، شارژرم هم کناره.
🐣 «تو زندگیمو نجات دادی»
🐣 واقعا؟ مرسی خیلی زیاد.
🐣 الان عطری که دوست دارم (قبلاً زیاد عطر استفاده نمی‌کرده ولی حالا داره فکر می‌کنه استفاده کنه). هنوز اعضا رو ندیدم ولی دیروز با تهیونگ دیدار داشتم. خیلی لاغر شده بود. از وقتی از خدمت اومده بدنش خیلی بزرگ شده.
🐣 «دو تا گوشی لازم داری» گوشی دومو استفاده نمی‌کنم، ولی شاید یه فکری کنم.
*گوشی برای سومین بار می‌افته*
🐣 «آیا این درسته آقا؟» وای 😂😂😂 واقعا معذرت می‌خوام، قصدم این نبود که مرتب گوشی بیوفته، تقریباً ۹۰ درجه گذاشتمش اما یکمی کج، پس وقتی ویبره می‌ره…
🐣 باید یه گوشی فقط برای لایو گرفتن بگیرم؟
🐣 «نه داداش فقط یه سه‌پایه گوشی بخر!» 🤣 باشه… یادم نبود اصلاً.
🐣 دهه سی‌ام زندگی نگرانی داره؟ به نظر میاد خیلیا همچین نگرانی دارن، منم دارم، من ۳۱ سالمه.
🐣 «با جونگ‌کوک فصل ۲ رو ضبط کردین؟» آره، با جونگ‌کوک برای فصل ۲ فیلم گرفتیم، کی منتشر میشه؟ راستش مطمئن نیستم.
🐣 «یه سری کی‌دراما بهم معرفی کن» این روزا زیاد نگاه نمی‌کنم.
🐣 «ممنون که لایو اومدی» مرسی که منتظر بودین.
🐣 هنوز جونگ‌کوک رو ندیدم. الان برنامه‌ی دیگه‌ای هم ندارم.
🐣 «تولدت مبارک» مرسییی
🐣 «ظرفاتو شستی؟» نه هنوز، صبر کنید نشونتون بدم. می‌تونم تو ویورس نشون بدم؟
🐣 «نگرانم که صفحه‌ی گوشی تو عینکت بیفته» صفحه چیزی نداره، نگران نباش.
🐣 به سریع‌ترین وای‌فای وصل شدم.
🐥 جی‌مین وای‌فای رو چک می‌کنه ولی من که به وای‌فای سریع وصل شدم؟
🐣 اوه؟ خسته نیستم، خسته به نظر می‌رسم؟ تونکاتسو بخور؟ من تونکاتسو خوردم!
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۰ 🖤بعد از رفتن جونگ‌کوک، جینا کنارم نشست و با شیطنت گف...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

سناریو جونگکوک

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

سناریو(درخواستی):وقتی یه دعوای شدید دارید و سرت غیرتی شدن و ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

سلامممممممممم 👋 خب دوستان خواستم بگم که دیگه تا یه مدت فعالی...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط