خسته شدم از بس بخاطر اینکه دل کسی رو نشکونم خودمو کوچک کر

خسته شدم از بس بخاطر اینکه دل کسی رو نشکونم خودمو کوچک کر

خسته شدم از بس بخاطر اینکه دل کسی رو نشکونم خودمو کوچک کردم
دنیا دنیا بی رحمیه
هرکاری کردم فقط بخاطر
این بود دلی رو شاد کنم
ولی بجز کوچک گردن خودم
و توهین کردن به شعور خودم
هیچی گیرم نیومد
باید گفت تف تف به روزگاری
که از بس همه تو زندگی از همدیگه
لطمه خوردن دیگ
به سایه ی خودشونم مشکوک هستن
رفتن همیشه بهتر از اینه که به التماس جای بمونی که تورو نمی پذیرن
دیدگاه ها (۳)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 38جونگکوک از نزدیکی ...

Nine

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

آی آدما اینو بدونید که اگه گوشه گیرماگه ناراحتماگه با هرچیز ...

قیافه شم مشخصهفقط خاهشا بعدش با گفتنه دوتا جمله مست بودم حال...

پارت ۱۱ *My alpha*

#حصار_تنهایی_من #پارت_۴۷با تعجب بهش نگاه کردم. گفت: ظاهرا ای...

qart 15 قدرت عشق دیدم تهیونگ نشسته رو کاناپه با دیدن من اومد...

اهوی من پارت ۶۸ اهو:در واکن میخوام برم اراد:نه امشب با تو کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط