{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از تبارِ پاییزم،از آن فصلِ نجیب.

من از تبارِ پاییزم،از آن فصلِ نجیب.
در من هزار برگِ زرد افتاده است؛
هزار «نمان» و هزار «باید رفت».
من پاییزی‌ام؛
کمی باران در چشم‌هایم،کمی آفتاب در دلم،
و سکوتی عمیق که بعد از هر طوفان،
بیشتر شبیهِ خودم می‌شوم.
من آموخته‌ام،هر ریزشی
پایانِ یک درخت نیست؛
گاهی ؛آغازِ ریشه‌ای‌ست.که دیگر
به هیچ بادی تسلیم نمی‌شود.🥀🍁


#ستایش_قلب_سربی#خاص
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #ویسگون #دلتنگی #عاشقانه #دلبرانه #لایک_بازنشر_یادت_نره
دیدگاه ها (۲۳)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

سپیدار نماد قیام است؛ قیامی فرادیدر جنگلی که در آنبی ریشه ها...

ترجمه‌ی شعرهایی از ژنرال پاییز

***کنار مشتي خاک در دوردست خودم تنها نشسته ام نوسان خاک ها ش...

عشق به فرجام رسیده (تک پارتی تهکوک)

کُنار غریوکُنارِ غریوم که بَرده نِصیوُم(درختِ کنارِ غریبی هس...

مهناز الله وردی میگونی

نشمین ریاضی شاعر بوشهری

معروف آقایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط