{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاج قاسم سلیمانی

بگو سردار من .....
دلدار من .....
فرمانده ی بیدار من....


پ .ن:فکر میکنم همین دیروز بود سیزدهم دی یک هزارو سیصدو نود هشت شبی که بدون هیچ دغدغه و بدون هیچ ترسی خوابیدم اما صبح با حسی که هیچ حسی بهش نداشتم از خواب بیدار شدم
به ساعت🕢 نگاه کردم ساعت 6 نیم صبح بود به اطراف نگاه کردم که دیدم همه دارن بی صدا اشک میریزن 🥺
شوکه شدم به تلویزیون نگاه کردم نوار مشکی گوشه ی تلویزیون بود🖤
گوینده ی اخبار:انا لله و انا الیه راجعون سردار رشید اسلام ......
اشکم ریخت😭 قلبم شکست💔 (حاج قاسم )مردی که نزدیک به سه چهار سال میشناختمش و تو دنیای خودم از او یک کوهساخته بودم، کوهی که با آمدن اسمش احساس غرور 💪میکردم، اما الان با آمدن اسمش بغض راه گلویم را میگیرد 🥺
سرداری که با رفتنش همه ی ایران نه بلکه تمام دنیا اشک ریختن 😭

سرداری که نبودنش دنیا را عزا دارکرد
وبعد اون دنیا در حال نابود شدن است😔

نمیدانم از کدام دردم بگویم حاج قاسم فقط میتوانیم بگویم برایمان دعا کن که سخت محتاج دعایت هستیم 😔

سر دارم تا آخرین قطره ی خونم راهت را ادامه میدهم .....

سالروز شهادتت مبارک سردار دلها🥀
به یاد مان باش🥀💔
#برای _سرباز
#قاسم _سلیمانی
#ایران
#سردار_ دلها
دیدگاه ها (۲)

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

مافیای من

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط