با تو به آسمان رسیدم

با تو به آسمان رسیدم

آرام من بمان کنارم بمان
بنگر مرا که می دهم بی تو جان
هر جا روم تو سایه ای از منی
تو غمگسارم تو دنیای منی
دریای من ز موج گیسوی تو
روانه ام سوی تو تمام من تو
ای ماهم به چشم من نگاهی تا باران به جان من ببارد
می خواهم نفس که در هوایت نايى بر نواى من بيارد
چشمان تو چشمه ی امید است
بر حال خراب نا امیدم آوازت غزل ترین کلام است
من با تو به آسمان رسیدم
آغوش تو پناه طوفان من
جان می دهد به جان تو جان من
چشمان من کنار دنیای تو
فقط تماشای تو، تو آرزو تو
ای ماهم به چشم من نگاهی تا باران به جان من ببارد
می خواهم نفس که در هوایت نايى بر نواى من بيارد
چشمان تو چشمه ی امید است
بر حال خراب نا امیدم آوازت غزل ترین کلام است
من با تو به آسمان رسیدم
#آرام_من
#محمد_اعتمادی
#عشق
دیدگاه ها (۴)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

آرام منبمان کنارم بمانبنگر مرا...که می دهم بی تو جانهر جا رو...

غزل غزل سرِ چشمِ تو کار خواهم کردستاره از شبِ چشمت شکار خواه...

می خواهم فدای لبخندت شومو آسمان را پراز لبخند در آغوش بگیرمم...

نرگس اتش پرستی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم ،...

نگاهم می کنی اما تماشایت تماشا نیستکه از چشمان تو حتی کمی هم...

نگاهم می کنی اما تماشایت تماشا نیستکه از چشمان تو حتی کمی هم...

خواهم که امشب تا سحر ناخوانده مهمانت کنمدر وادی عشق و جنون ...

خواهم که امشب تا سحر ناخوانده مهمانت کنمدر وادی عشق و جنون ...

دکلماتور حامد عقیلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط