{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزل غزل سرِ چشمِ تو کار خواهم کرد

غزل غزل سرِ چشمِ تو کار خواهم کرد
ستاره از شبِ چشمت شکار خواهم کرد
خیالِ عشقِ تو را واژه واژه بر دفتر
به‌اشک و بغضِ_قلم، یادگار خواهم کرد
به شوقِ هر قدمت با نوایِ سرمستی
خزانِ زردِ دلم را بهار خواهم کرد
اگر که جز به هوایِ تو پر زند، بی شک
کبوترِ دلِ خود را به دار خواهم کرد
برای گوشه‌ نگاهی زِ چشمِ مِی گونت
تمامِ جان ‌و تنم را نثار خواهم کرد
میانِ وحشیِ طوفان اشاره گر بکنی
تو را به کشتیِ قلبم سوار خواهم کرد
دیدگاه ها (۲۳)

یادے مرا نڪردے یادم تو را فراموش فانوس راه بودے حالا دوباره ...

گاهی دلم برای تو دل تنگ می‌زندیادِ تو بر سه تارِ دلم چنگ می‌...

مثل شیری پیر که جان دادنش دیدن نداشتحال من بی تو مشخص بود، پ...

شاید امشب مثل هر شب باز، سازم بشکندمن که می‌سازم , ولی تا کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط