{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

───دل پریشانم؛که از بابم نمی‌آید ───

───دل پریشانم؛که از بابم نمی‌آید ───
_______صدا.....عمه، بابایم کجاست؟________
______عمه بابایم؟________
من نمی‌خواهم؛جدا گردم ز دشتِ کربلا
______من نمی‌خواهم، جدا گردم ز دشت کربلا______
_______عمه بابایم کجاست_______
من نمی‌خواهم جدا گردم ز دشت کربلا
______اشک چشمم دانه دانه هی می‌بارد مظلومانه______
______گریه کردم گفتم بابا_______
_______شد جوابم تازیانه_______
#حضرت_رقیه
#کربلا
دیدگاه ها (۰)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

ترجمه ادامه لایو ویورس جین:🐹🌸 من از او پرسیدم: "می‌خواهی کجا...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

لبخند قاتلپارت²⁸ویو سلینصدای آژیر پلیس هر لحظه نزدیک‌تر می‌ش...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط