{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
بند نفس هایم
به همراه نفس هایت
قدم برمی دارد
در بارگاه عشق
نهال خزان را به دل می کارد
تو چتر برمی داری
من برای لانه
در پیکر تناورت فرو می روم
باران عشق می سوزاند
لبان تر کرده ی هر دو را
باغ در سرمستی صنویر
به دست تند باد می لرزد
دسته دسته کبوتران
به اعتماد حنجره بال می زنند
تو به پاره های گداخته تنم
دست میسایی
قاصدک در دستم پر پر می شود
تب تند شور مرا در بر می گیرد
اینه نگاهت شفاف تر می شود
وانفسا...
چه بر سرم آمده
چشم تو پیمبر من شده است و
دوست داشتنت آیه ی نزولم
بیا هیچ وقت
از این عاشقانه برنگردیم
تو آشیانه باش
من کبوتر جلدت....

#ثریا_شجاعی_اصل

تو نفس منی
الهی فدای جانان گفتنت
فدای لحن شیرینت

#ستایش_قلب_سربی
#خاص #عاشقانه
#دلتنگی #عشق_جان
‌❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
دیدگاه ها (۰)

🔴دلنوشته‌های برتر همراهان کانال عارفان مجاهـد👇

ᴘᴀʀᴛ18

پارت هفتم جیمین آزاد شد. نگاهش تاریک، اما اولین جایی که رفت،...

آرزوی دیدارت را دارم...پارت 30[ویو سلین]چند دقیقه فقط روی صن...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ودوم | فرار از قفسهمه‌جا تاریک بود.آوا ...

{سناریوی شماره ۸} || پارت بیست و پنجم ||نام سناریو: 《 قلبی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط