{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها تویی بهانه ی این حسّ جاری ام

تنها تویی بهانه ی این حسّ جاری ام
خرسند ازاین بهانه،از این هم جواری ام

لبخند می زنی نفسم تازه می شود
احساس می کنم که سراپا بهاری ام

حتما تورا سرشته خدا،تا دراین کویر
یک روز عاشقانه بیایی به یاری ام

شکرخدا که صحبت گل شد نصیب من
با دست های خالی و با این نداری ام

مدیون چشم های تو هستم،مرا ببخش
مردی پر ازهمیشه ی این شرمساری ام

باطرز چشم های تو،درخود شکفته ام
سرشار از ترانه ی امّید واری ام

با گیسوان سرزده از زیر روسری
داری به دست های جنون می سپاری ام

با این حلاوتی که به من خیره می شوی،
هربار بیشتر بشود بی قراری ام

مانندیک کتاب به جا مانده از قدیم
ازسال های دیر،تورا یادگاری ام !

درذهن خود همیشه قدم می زنم تورا
پیوسته در خیال تو چون رود جاری ام...🦋🦋

من تورا چشم در راهم هرآن

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

حالی به باغ نیست

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

پارت پنج

when silence became a scream p34

پارت ۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط