{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسرار

این چنین آوای تو محتاج گوش این بار نیست
ریشه دارد در سکوتی که به جز اسرار نیست

چشم بسته می‌روم به سوی تو آن سوی وهم
عشق اگر که راه باشد جاده‌ها بسیار نیست

با تو گویم بی زبان از عمق جان راز سکوت
دل اگر لب وا کند حاجت که به گفتار نیست

تا ابد در تو گم ام پیدا شدن بی معنی است
عاشقی بیرون از این گرداب جز افکار نیست

مرده ام در خویش تا شاید تو در من جان دهی
زنده ماندن بی تو جز تکرار یک انکار نیست

سایه ات را هم به آغوشم نداد این روزگار
سایه‌ هم گم می‌شود آنجا که نور از یار نیست

هرچه خواندم از تو جز تصویری از وهمم نبود
نقش جانان را در آیینه به جز دیوار نیست

این منم یک هیچ افتاده به دام بودنت
در حضورت نیستی چیزی به جز اقرار نیست

محمد خوش بین
دیدگاه ها (۰)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

اللهم عجل لولیک الفرج یا لثارات القائد الشهید الامت

تو...بیاتنها تو ...بیاحلقه بزن به در خانه ت...

یا رب

پرتو شعله عصیان زمانی سایههرچه خوانند تو را برتر از آنی سایه...

مرا در خویش پیدا کن

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم حکایت هجران غر...

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غر...

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غری...

با تو دارم عشق را در خود مجسم می کنمجایگاهت را درون ِ خویش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط