{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۰

پارت ۱۰
ساعت ۴ و ۴۵ دقیقه صبح_یونگی:
وقتی چشمام رو باز کردم سرم سنگین بود و دیدم تار.یکم خواستم خودم رو تکون بدم که دیدم بدنم خیلی محکم به صندلی بسته شده.یکم گذشت و دیدم بهتر شد که شروع کردم به بیشتر تکون خوردن.ولی طنابا باز نشدن که نشدن.کمی گذشت کخ دیدم جیمین رو با بدن و صورت زخمی هل دادن داخل و اون از شدت ضعیف بودن همونجا افتاد.شروع کردم به حرف زدن باهاش:
یونگی:جیمین.جیمین.خورشیدم بلند شو‌.بلند شو بیا بازم کن بریم باهم
جیمین از جاش تکون نمیخورد و همینطور رو زانو هاش نشسته بود چون رقیب یونگی یعنی جی‌ووک پشت یونگی بود و از دید یونگی دور بود.
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۵🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)بیشتر از ۱۰ دقیقه‌ست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط