برخیز و از جهان غزل‌هایم بیرون بیا که هیچکس اینجا نیست

برخیز و از جهان غزل‌هایم بیرون بیا که هیچکس اینجا نیست

برخیز و از جهان غزل‌هایم بیرون بیا که هیچکس اینجا نیست
گیرم که مشرف است به ما دنیا دل‌دل مکن که پنجره‌ای وا نیست

تصویری از صدای تو در ذهنم نقشی نبسته حرف بزن با من
در این جهان پر شده از فریاد گویا فقط صدای تو گویا نیست

من از دوات ریخته بر کاغذ از ارتباط شرعی شن با موج
از اشک‌های پنجره دانستم دنیای بی‌معاشقه دنیا نیست

آرام و بی‌قرار شدی در من پنهان و آشکار شدی در من
از بس که بی‌شمار شدی در من در خلوتم برای خودم جا نیست

گاهی نباش در من ناآرام هرچند از نبود تو می‌ترسم
اما حقیقت است که می‌گویند دنیا بدون‌ واهمه زیبا نیست

هستی و نیستی چه کنم با تو؟ در من گریستی چه کنم با تو؟
آخر تو کیستی چه کنم با تو؟ وقتی تو را خیال مدارا نیست

ای من فدای رفتن خاموشت پیراهنم نکرده فراموشت
یعنی برای گریه در آغوشت راهی به غیر مرگ دریغا نیست

#سید_حمیدرضا_برقعی
#زیست_شاعرانه
#شعرخوانی
دیدگاه ها (۰)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

قیزیم گون مبارک.دانشجو باشی بازم دختر کوچلو مامان

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹ویو میکا_____با سردرد ...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

پارت ۶۳

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط